چه انگشتری دستم کنم خوبه؟

در احکام انگشتر در دست کردن

در حدیث معتبر از بشیر دهام منقول است که به حضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم کدامیک از نگین ها را بر انگشت خود بنشانم؟ فرمود که چرا غافلی از عقیق سرخ و عقیق زرد و عقیق سفید که اینها سه کوهند در بهشت .     

اما کوه عقیق سرخ پس مشرف است بر خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله اما کوه عقیق زرد پس مشرف است به خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها ، اما کوه عقیق سفید پس مشرف است بر خانه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام ، و همه آنها یک خانه است و از زیر هر کوهی نهری جاری است از برف سردتر و از عسل شیرین تر و از شیر سفیدتر و نمی خورند از آن نهرها مگر مسلمانان و هر سه نهر از کوثر میاید و به یکجا میریزد و این سه کوه تسبیح و تقدیس و تمجید الهی می کنند .

 ۲). حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود که انگشتر عقیق در انگشت کنید که آن اول کوهی است که اقرار کرده است به یگانگی خدا و به پیغمبری من و به امامت علی .

 ۳). و از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام منقول است که نماز کسی که انگشتر عقیق در دست داشته باشد بر نماز کسی که انگشتر غیر عقیق در دست داشته باشد به چهل درجه زیادتی دارد

۴). از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که انگشتر را به بند پائین انگشت برسانید که انگشتر به سر انگشتان کردن عمل قوم لوط است .

 ۵). و نیز از آن حضرت منقول است که حضرت جبرئیل به حضرت رسول صلی الله علیه و آله گفت هر کس از امت تو که انگشتر در دست راست کند و ببینم او را که در قیامت متحیر مانده است دستش را بگیرم و به تو و به حضرت امیرالمؤمنین برسانم .

 ۶). در روایت معتبر منقول است که شخصی را از برابر حضرت امام محمد باقر علیه السلام گذرانیدند که تازیانه بسیار بر او زده بودند، فرمود انگشتر عقیق او کجاست؟ اگر با او بود تازیانه نمی خورد .

 ۷). امام صادق علیه السلام : انگشتر عقیق در دست کنید که مبارک است و صاحب آن عاقبتش به خیر و نیکی باشد .

 ۸). پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : هر که انگشتر عقیق در دست داشته باشد حاجتش بر آورده می شود .

 ۹). امام صادق علیه السلام : انگشتر عقیق باعث ایمنی در سفر است .

 ۱۰). امام صادق علیه السلام : هر که انگشتر عقیق در دست داشته باشد پریشان نشود و عاقبت کارش ا لبته نیکو باشد .

 ۱۱). پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : انگشتر عقیق در دست کنید مادامی که آدم آن را با خود داشته باشد اندوهی به او نمی رسد .

 ۱۲). امام علی علیه السلام : دو رکعت نماز با انگشتر عقیق بهتر است از هزار رکعت که با آن نباشد . 

۱۳). آقا علی بن موسی رضا علیه السلام : انگشتر یاقوت در دست کنید  که پریشانی را برطرف می کند .

http://media.afsaran.ir/siQ2V3_499.jpg


 ۱۴). امام موسی کاظم علیه السلام : انگشتر زرد در دست کنید که موجب آسانی است و درآن هیچ دشواری نباشد .

 ۱۵). امام رضا علیه السلام : انگشتر ” زبر جد ” در دست داشتن فقر را به توانگری بدل میکند و هر که انگشتری یاقوت زرد در دست کند فقیر نشود .

 ۱۶). در حدیث معتبر از امام موسی علیه السلام سوال کردند که به چه علت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام انگشتر در دست راست می کردند؟ فرمود زیرا که آنحضرت پیشوای اصحاب یمین است که در قیامت نامه هایشان را به دست راست می دهند .

 ۱۷). حضرت رسول صلی الله علیه و آله انگشتر را دردست راست می کردند و این علامتی است برای شیعیان ما که به این علامت ایشان را می شناسند و به محافظت کردن در وقت نمازهای پنجگانه و به دادن زکات و به قسمت کردن مال خود با برادران مؤمن خود و امر به نیکی ها کردن و نهی از بدی ها کردن .  ۱۸).و از حضرت امیرالمومنین علیه السلام منقول است که حضرت جبرئیل به حضرت رسول صلی الله علیه و آله گفت هر که انگشتر در دست راست کند و غرضش سنت و متابعت از تو باشد و ببینم او را که در قیامت متحیر مانده است دستش بگیرم و به تو حضرت امیرالمومنین برسانم .

 ۱۹). و از حضرت صادق منقول است که از سنت پیغمبران انگشتر در دست راست کردن است .   ۲۰). و از حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمود هر که انگشتری در دست چپ داشته باشد که نام خدا در آن باشد در وقت استنجا بدرآورد و در دست دیگر کند .

 ۲۱).  و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که حضرت رسول صلی الله علیه و آلة نهی فرمود از انگشتر در دست شهادت کردن و انگشت میانه .

 ۲۲). و از حضرت صادق منقول است که انگشتر را به بند پایین انگشت برسانید و در روایتی وارد شده است که انگشتر به سرانگشت کردن عمل قوم لوط است .

در بیان جنس انگشتر

۲۳). سنت است که انگشتر از نقره باشد انگشتر طلا دردست مردان حرام است و انگشتر آهن و برنج و فولاد برای  مردان وزنان مکروه می باشد در چندین حدیث معتبر منقول است که حضرت رسول صلی الله علیه و آله به حضرت امیرالمؤمنین فرمود یا علی انگشتر طلا در دست مکن که آن زینت تو است در بهشت. (حلیة المتقین)

 ۲۴). طلا زینت اهل بهشت است وخداوند طلا را دردنیا زینت زنان قرار داده وبرمردان پوشیدن طلا ونماز خواندن باآن حرام است(وسائل الشیعه۲/۱۰۰).  (نکاتی علمی )

از دکتر احمد علی آقا رفیعی

لا تختموا بغیر الفضه فان رسول الله علیه و آله قال” جز انگشتر نقره بدست مکنید زیرا پیامبر فرمود خدا پاک نکند دستی که در آن انگشتر آهن باشد .     

 نقره صد ها بار بیش از سایر مواد ضد عفونی کننده موثر است و ۶۵۰ میکرب را از بین می برد. شاید خود شما که همیشه یک انگشتر نقره با نگین عقیق در دست دارید ,اطلاع نداشته باشید که چه خاصیت بزرگی در این فلز گرانبها هست وچگونه بدون اینکه خود بدانید مراقب سلامت شماست.اخیرا” دکتر هاری مارکراف استاد پزشکی دانشگاه سانت دویس پس از آزمایشهای متعدد اعلام کرد که نقره صدها بار بیش از سایر داروهای ضد عفونی و ضد میکرب , میکربها را از بین می برد در حالیکه  نقره به تنهایی می تواند ۶۵۰  میکرب را نابود کند بدون اینکه مانند دیگر ضد عفونیها عوارض بعدی بر جای گذارد.استاد دیگری بنام چالز فوکس دارویی از نقره تهیه کرده است به نام سولفادیازین نقره , که در معالجه سر ما خوردگی و جوش های پوستی و در  هفتاد در صد سوختگیهای جلدی مورد استفاده قرار می گیرد .      

همچنین شر کت های هواپیمایی انگلستان , سویس , آلمان , اسکاندیناوی, فرانسه ,کانادا , ایتالیا  , ژاپن  و… از آن در داخل هواپیما به عنوان یک میکرب کش قوی استفاده می کنند  . حتی در سویس برای ضد عفونی کردن آب آشامیدنی شهر از نقره استفاده می کنند. فضه ( نقره ) در تفریح و دلگشایی قلب , نزدیک به  یا قوت  است . برای بد بویی دهان و رفع رطوبتهای لزج و عفونت بلغم و مالیخولیا , دیوانگی , وسواس , سرفه , استسقا , طحال , سنگ مثانه و کلیه ها سودمند است .        

ضمادش تحلیل برنده ورمها و با جیوه کشته شده برای رفع بواسیر مفید است. نقره در  داروهای چشم جهت روشنایی و تقویت چشم سودمند است , مصلح ضرر نقره , کتیرا است .       

 گوگرد خام باعث سیاهی آن می شود اما مالیدن نمک رفع سیاهی آن کند فلز سیم با گوگرد در حرارت سولفور دارژان بوجود می آید ارنگ این واکنش شیمیایی به شرح زیر  است .اما پلاتین یا طلای سفید برای مردان چه حکمی دارد ؟    به فقهای معاصر رجوع و نظراتشان را می آوریم ( کتاب مسائل جدید از دیگاه علما ومراجع تقلید) مولف سید محسن محمودی . جلد ۲  پوشیدن طلای سفید و پلاتین جهت مردان چگونه است؟    حضرت آیة الله خامنه ای : اگر طلاست که براثر مخلوط کردن ماده ای رنگ آن سفید شده است حرام است ولی اگر پلاتین است یا عنصر طلا در آن به قدری کم است که عرفا به آن طلا نمی گویند مانع ندارد . حضرت آیة الله فاضل لنکرانی: ظاهرا پلاتین غیر ازطلای سفید است لذا پلاتین برای مردان حلال است اگر چه طلای سفید حرام است .   حضرت آیت الله  بهجت: اگر از جنس طلا نباشد مانع ندارد .  حضرت آیت الله مکارم شیرازی: زینت به طلای سفید برای مردان جایز نیست ولی پلاتین که فلز دیگری است اشکال ندارد .

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی: اگر طلا باشد جایز نیست واگر فلز دیگری محسوب شود اشکال ندارد .

حضرت آیت الله تبریزی: پوشیدن طلا ولو سفید باشد برای مردان جایز نیست ولی پلاتین که فلز دیگر است مانعی ندارد .

آیت الله العظمی بهجت(رحمت الله علیه) و انرژی هسته ای

http://media.isna.ir/content/Multimedia_pics_1390_2_Isi_39.jpg/6


اگر هیچ امتیازی برای اسلام وشیعه نبود جز اینکه مخالفین آنها با علم مخالف هستند برای امتیاز و

برتریشان کافی بود….


هرجای دنیا اگر کسی بود که مانند امام جواد(ع) هزاران مساله علمی را در یک جلسه حل میکرد و جواب صحیح میداد به او جایزه میدادند نه اینکه به او حسد ورزند و با او دشمنی کنند و سرانجام اورا بکشند!

وضع امروز دنیا هم به همین کیفیت است مخترع را یا از کار منصرف میکنند یا به قتل میرسانند چون صاحب امتیاز میشود. میگویند: فقط باید ما دارای امتیاز باشیم نه دیگران!!….


صحبت جهانخواران بر سر علم نیست و مسابقه ی آنها ذاتا برای پیشرفت دانش و فرهنگ نیست بلکه پیشرفت های علمی برای آنها جنبه ی مقدمیت دارد و منظور اصلی آنها سلطه جویی و چپاول است. به کره ی ماه برای این نمیروند که به علم خدمت کنند بلکه برای موضع گیری دربرابر رقیب و قطب مخالف میروند. برای اینکه بتوانند در انجا کاری کنند که در کره ی زمین از لحاظ ریاست و حکومت برهمه مقدم باشند و دولتهای مخالف و رقیب را در روی زمین خوب مورد هدف قرار دهند و نابود کنند با این وجود ما مسلمانان فریب آنها را میخوریم و میگوییم: اینها راست میگویند که بشر دوستند. بله شر دوستند نه بشر دوست!!

آیت الله بهجت را میگویم...


http://leader-khamenei2.persiangig.com/image/bahjat2.jpg


آقا از حرم که می خواست برگردد مشت هایش را می بست و دیگر باز نمی کرد تا برسد خانه و روی سر بچه ها دست بکشد. آیت الله بهجت را می گویم

چند ساعت مانده بود به اذان صبح طبق معمول بلند شده بودند برای تجدید وضو هوا خیلی سرد بود از اتاق بیرون رفته بود آنجا خورده بود زمین و دیگر نتوانسته بود بلند شود.
چند ساعت بعد که آقا را پیدا کرده بودند، دیده بودند در حالی که بدنش از سرما خشک شده، همان طور که روی زمین افتاده، دارد ذکرهایش را می‌گوید.
گفته بودند خب چرا صدا نکردید گفته بود خب نخواستم اذیت بشوید آیت الله بهجت را می گویم

یکی از اطرافیان بچه‌شان از جایی پرتاب شده بود و توی کما بود. زنگ زده بودند برای التماس دعا  آقا آن رقت قلب همیشگی را که وقتی کسی التماس دعا می گفت پیدا نکرده بود.
یکی از اهل خانه پرسیده بود جریان چیست؟
گفته بود وقتی اجل کسی حتمی است کاری نمی شود کرد .اینها از ما شاکی باشند بهتر است تا این که از خدا شاکی باشند
در عوض ما دعا می کنیم خدا به بهترین نحو برایشان جبران کند آیت الله بهجت را می گویم

کارهای شخصی اش را به هیچ وجه به کسی نمی گفت مثلأ می آمد پایین می دید که دندان هایش را جا گذاشته برمی گشت بالا دندان ها را برمی داشت یا دنبال عصایش که می خواست بگردد به هیچ کس نمی گفت آیت الله بهجت را می گویم

مشهد که می رفتند خیلی مقید بود توی نگهداری از بچه ها کمک کند تا عروس‌شان هم به زیارت برسد. می گفت بچه ها را بگذارید پیش من. وسایل و خوراکی هایشان را هم بگذارید و خودتان بروید زیارت. از حرم که برمی گشتند می دیدند آقا بچه را بغل کرده  تا آرام باشد یا خوابانده و همین طوری توی بغلش راه می برد که بیدار نشود و در حال ذکر و عبادت خودش است… آیت الله بهجت را می گویم
مقید بود تولد افراد را بهشان تبریک می گفت. بعضأ به بچه ها هم هدیه می داد. به عروس‌شان هم همین طور. روز تولدش که می شد می گفت غذای کافی درست کنیدو فقرا و همسایه ها را اطعام کنید. آیت الله بهجت را می گویم


آن وقت ها که بچه کوچک داشتند به خانمش گفته بود فقط مراقب بچه ها باش لازم نیست به خاطر من مطبخ بروی یک آب ساده هم که توی هاون بکوبی با هم می خوریم آیت الله بهجت را می گویم


امان از آن روزی که برای گرفتاری یک کسی یا شفای مریضی به آقا التماس دعا می گفتند یک ریز آقا باید حال آن شخص را می پرسید ببیند گرفتاری اش برطرف شده یا نه تا خبر برطرف شدن گرفتاری را هم نمی شنید دست بردار نبود باید مواظب بودند وقتی التماس دعا می گویند یک جوری بگویند که آقا بو نبرد که آن گرفتاری چه بوده آیت الله بهجت را می گویم

یکی از مرغ ها مریض شده بود خیلی حالش بد بود اهل خانه چندان موافق نبودند که مرغ ها از قفس بیرون بیایند خب کثیف کاری می شد .آقا هر روز مرغ مریض را یک ساعتی از قفس بیرون می آورد و خودش بالای سرش می ماند و مراقب بود .می گفت خب حیوان باید قدم بزند که حال و هوایش عوض شود و "بهبود” پیدا کند یک ماهی بود که حیوان کاملا حالش خوب شده بود…
فردای عصری که آقا رحلت کرد دیده بودند که حیوان هم مرده… آیت الله بهجت را می گویم

مقید بود مرغ و خروس توی خانه داشته باشند و  هم مقید بود رسیدگی به مرغ و خروس ها را خودش تنهایی انجام دهد. صبح از مسجد که برمی گشت اول آب و دانه مرغ و خروس ها را می داد و قفس‌شان را مرتب می کرد خودش پوست خیارها و غذاهای مانده را از توی خانه جمع می کرد می آورد برای حیوان ها بعد ظرفی را که با آن غذا آورده بود توی حوض می شست می آورد داخل خانه یک بار هم اول شب به مرغ و خروس ها سر می زد یک بار هم بعد از عبادت یک ساعته سرشب هایش یک بار هم موقع خواب که روی قفس را با پتوی مخصوص‌شان می پوشاند می گفت سرما می خورند آیت الله بهجت را می گویم

رفته بودند آقا برایشان خطبه عقد بخواند
آقا خطبه را که خوانده بود به عروس و داماد گفته بود حالا یک سفارش به عروس خانم دارم یک سفارش هم به آقا داماد .منتها وقتی سفارش عروس خانم را می گویم، آقا داماد باید گوشش را بگیرد و نشنود وقتی هم سفارش آقا داماد را می گویم، عروس خانم باید گوشش را بگیرد و نشنود
حالا کدام‌تان اول دست روی گوشش می گذارد؟…
بعد گفته بود شوخی کردم. نمی خواهد دست توی گوش‌تان فرو کنید. اما هر کدام‌تان بدانید که نباید به سفارش آن یکی کاری داشته باشید. منظور آقا این بود که عروس و داماد نباید یک سره توی روی هم در بیایند و بگویند چرا به سفارش آقا عمل نکردی… هر کس باید به فکر سفارش خودش و وظیفه خودش باشد… عاقد، آیت الله بهجت بود


دختر بچه پرتقال دلش خواسته بود مادرش گفته بود توی این فصل پرتقال از کجا پیدا کنیم؟
بعد از چند دقیقه دختر بچه با یک پرتقال وارد اتاق شده بود هیچ کس نمی دانست این پرتقال را کی دست او داده آقا فرموده بود این بچه توی حرم دلش پرتقال خواسته بود.حالا با قاعده به او پرتقال داده اند. منظور آقا این بود که توی حرم هر چیزی که واقعا دلت بخواهد با قاعده می‌آورند بهت می دهند "با قاعده” یکی از آن تکیه کلام های شیرین آقا بود آیت الله بهجت را می گویم

می گفت بچه ها را که حرم می برید حتما خوراکی دست‌شان بدهید که توی حرم بخورند…آیت الله بهجت را می گویم


بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه
اگر ناراحتی یا غم و غصه ای توی صورت کسی می دید حتی پیش آمده بود که نمازش را نمی بست تا یک جوری آن ناراحتی رابرطرف کند و صورت آن شخص را خوشحال ببیند آن وقت نمازش را می بست می گفت آدم اگر یک نفر را خوشحال کند همان موقع خدا یک ملک خلق می کند که او را از بلاها مصون نگه دارد آیت الله بهجت را می گویم

همایش های میلیاردی وخزانه خالی دولت !!!!

افسران - همایش‌ های میلیاردی و خزانه خالی دولت!
هزینه این همایش‌ها در حالی به دستگاه‌های دولتی تحمیل شده که دولت یازدهم از تحویل خزانه خالی از سوی دولت دهم خبر می‌دهد.
به گزارش سرّنیوز به نقل از مشرق، در سه ماهی که از عمر دولت یازدهم می‌گذرد، همایش‌ها، جشنواره‌ها و کنفرانس‌های متعددی از سوی دستگاه‌های دولتی برگزار شده است.

تعدادی از این همایش‌ها از نوع سلسله همایش‌های سالانه بوده است؛ همچون همایش بانکداری اسلامی که هر ساله در شهریورماه برگزار می‌شود و امسال هم مطابق روال سال‌های قبل برگزار شد.

بنابراین شاید نتوان به برگزاری این همایش‌ها در دولت جدید چندان ایراد گرفت، اما در عمر سه‌ماهه دولت یازدهم شاهد برگزاری همایش‌های جدیدی بوده‌ایم که ظاهر آنها نشان می‌دهد هزینه کمی هم نداشته‌اند.

به عنوان مثال، برگزاری همایش صندوق توسعه ملی در جزیره کیش و با حضور چند تن از اعضای دولت، مطمئنا هزینه‌ای صدها میلیونی به بیت‌المال تحمیل کرده است؛ در حالی که می‌شد این همایش را با هزینه کمتر در تهران برگزار کرد.

هزینه این همایش‌ها در حالی به دستگاه‌های دولتی تحمیل شده که دولت یازدهم از تحویل خزانه خالی از سوی دولت دهم خبر می‌دهد.

نکته جالب آن که دولت یازدهم در مصوبه‌ای در تاریخ 21 مهر 1392، سقف هزینه‌های پرداختی دستگاه‌های دولتی برای برگزاری سمینارها و کنگره‌های بین‌المللی را 6 برابر افزایش داد و از 25 میلیون تومان به 150 میلیون تومان رساند.

به طور قطع می‌توان گفت که روح چنین مصوبه‌ای در تضاد کامل با صرفه‌جویی در شرایط مورد ادعای دولت یازدهم یعنی کسری بودجه شدید و تحویل خزانه خالی از دولت دهم است.

وقتی مصوبه دولت برای افزایش 6 برابری سقف هزینه‌های پرداختی دستگاه‌های دولتی برای برگزاری همایش‌ها را در کنار برگزاری ده‌ها همایش دولتی در سه ماه اخیر می‌گذاریم، به راحتی می‌توان نتیجه گرفت که رفتار دولت در این حوزه، کاملا بر خلاف اظهاراتی است که از خزانه خالی خبر می‌دهد.

آموزش عقاید 4 - علامه محمدتقی مصباح یزدی

افسران - آموزش عقاید 4 - علامه محمدتقی مصباح یزدی

ماها چی؟؟؟ هنوز وفاداریم؟؟؟

افسران - ماها  چی؟؟؟ هنوز وفاداریم؟؟؟
امروز خبر شهادت مرزبانان کشورمون رو شنیدم. پیش خودم گفتم ،هنوز هم هستند کسانی که وفادار باشند...
ماها چی؟؟؟

آلزایمری!

افسران - آلزایمری!
حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی:
تا هنگامیکه آمریکا از اسرائیل حمایت می‌کند، دشمنی ما به قوت خود باقی است

تعالیم اسلام 4 - علامه سید محمد حسین طباطبایی

افسران - تعالیم اسلام 4  - علامه سید محمد حسین طباطبایی

آقای ظریف حداقل از DNA آقای روحانی دفاع کنید!

وندي شرمن معاون وزارت خارجه آمريكا، نفر سوم سياست خارجي آمريکا و عضو ارشد مذاكره‌كننده آمريكايي در گروه ۵+۱ در اظهاراتي در کميته سياست خارجي سنا که در روزنامه آمريکايي لس آنجلس تایمز بازتاب يافته است، وقیحانه به فحاشی بی سابقه ای بر ضد ایرانیان رو آورده است: «فريب و نيرنگ قسمتي از DNA ايرانيان است».


ادب مذاکره این بود که دست کم به شخصیت هیأت مذاکره مقابل، «بی احترامی» نکنند، اکنون نه تنها رعایت حرمت شخصیت گروه مذاکره کننده ایرانی را نکرده اند، بلکه شخصیت همه مردم ایران را نیز به نیشخند گرفته اند. کاش فقطه همین بود، آمریکایی ها حتی DNA ایرانی ها را هم به باد دادند.

برای اثبات حسن نیت، یک جام «شیر»دال تقلبی[؟] به آقایان دادند و در عوض واقعاً آنان را، بلکه همه ایرانیان را به صفت حیله گری«روباه» خطاب کردند. عزت این نیست که تمام اجداد ایرانیان را ذاتاً نیرنگ باز و روباه صفتند. آقایان ملی مذهبی، از مذهب شان فاکتور می گیریم، دست کم «ملی» باشند و به این اهانت شنیع درباره ایرانیان پاسخ بدهند!

مدافعان اعتماد به آمریکا اکنون از این حق هویتی مردم ایران دفاع کنند! که یک مقام رسمی آمریکایی هویت همه ایرانیان را نیرنگ باز اعلام کرده است و آقایان ساکت اند. چرا اکنون دفاعی از مرجعیت مظلوم شیعه در برابر اهانت آلوده بودن DNA آنها به نیرنگ، از خود نشان نمی دهند؟ چه کسانی این سطح از گستاخی را به آمریکایی ها اجازه دادند؟

وقتی می گویند مرگ بر آمریکا را کنار بگذاریم و فراموش کنیم: «آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو» آن وقت آمریکایی ها به این حد می رسد و یک مقام رسمی در اقدامی عجیب همه ایرانیان را متهم به آلودگی ژنتیک و DNA به حقه بازی می کند.

در واقع می گویند: «ایرانیان ایرانیان ننگ به نیرنگ شما» در حالی که ما واقعاً مردم آمریکا را دارای نیرنگ و مستحق مرگ ندانسته بودیم. ما مرگ دولت مستکبری را می خواهیم که بسیاری از مردم آمریکا هم از آن دل خوشی ندارند. بگذریم از میلیونها سرخ پوستی که مالک آمریکا بودند و آمریکایی ها مثل اسرائیل، آن ها را یا کشتند یا آواره کردند یا به بردگی گرفتند. آمریکا هویتی غصبی دارد؛ درست مثل اسرائیل.
 
آقای ظریف درس بگیرید! آمریکای ها چقدر علمی و ظریف به همه ملتت فحش دادند و شما باز هم ساکت ماندید. آقای ظریف! چه کسی اجازه داوری درباره DNA مراجع تقلید را به یک مقام آمریکایی داده است؟ جناب ظریف! دست کم از DNA حسن روحانی دفاع کنید! اگر کیهان گفته بود DNA برخی آدمهای حامی فتنه در دولت شما، آلوده به حقه بازی است، احتمالا شما غش می کردید و کارتان به بیمارستان می کشید، حالا چرا غش نمی کنید؟ حالا که DNA شما هم از سوی معتمدین امریکایی آلوده اعلام شده است.

تعالیم اسلام - علامه سید محمد حسین طباطبایی

افسران - تعالیم اسلام - علامه سید محمد حسین طباطبایی



تعالیم اسلام - علامه سید محمد حسین طباطبایی

افسران - تعالیم اسلام - علامه سید محمد حسین طباطبایی

امضای رهبر انقلاب بر روی کفن مادر شهید !

افسران - امضای رهبر انقلاب بر روی کفن مادر شهید !
داستانی که حاج حسین مومنی تعریف میکنه از امضای رهبر انقلاب بر روی کفن مادر شهید !
بنده به مادر شهیدان فاطمی که خودش جانباز جنگ بود، ارادت خاصی داشتم، ایشان روزی به من تماس گرفتند و گفتند می خوام یک یادواره بگیرم، می شود آقای کریمی رو هم دعوت کنید.
من هم از دوستان مداح خواستم و حاج آقای کریمی، بنی فاطمه و میرداماد آمدند و جلسه مفصلی شد، چند روز قبل شد حاجیه خانم تماس گرفتند که اگر بودم و یا نبودم جلسه برگزار می شود؟ گفتم خیالتان راحت، اتفاقا یک ماه قبل یادواره، حاجیه خانم فوت کرد و در یادواره ویلچرش را آوردیم.

بنده منزل حاجیه خانم زیاد می رفتم و برکات زیادی از منزل ایشان دیده بودم.
روزی به حاجیه خانم خبردادند که یک نماینده از بیت رهبری به منزل شما می آید، حاجیه خانم روی ویلچر نشسته بود، تا در باز شد دید مقام معظم رهبری وارد خانه شد، حاجیه خانم با پاهایی که قوت ندارد چندبار از روی ویلچر به احترام آقا می خواستند بلند شود که حضرت آقا به دختر حاجیه خانم فرمودند: به حاجیه خانم بگویید بنشینند و بلند نشوند.
حاجیه خانم به مقام معظم رهبری فرموند، حضرت آقا؛ میشه یک خواهش بکنم چند لحظه بایستید و من با ویلچر دور شما بگردم.
ایشان چندین بار دو آقا گشتند و زیر لب زمزمه می کردند، الهی درد و بلای شما به ما بخورد...

آقا و حاجیه خانم به همراه فرزندان نشستند و حرف هایی رد و بدل شد، آخرین حرف این بود که مقام معظم رهبری فرمودند کار خاصی دارید بفرمایید، عرض کرد، نه آقا کار خاصی نیست، فقط یک خواهشی دارم آن هم اینکه دوست دارم چهلمین امضا در کفن من امضاء شما باشد!

مقام معظم رهبری با افتخار قبول کردند و حضرت آقا در کفن مادر شهیدان فاطمی نوشتند:
باسمه تعالی

اللّهُمَّ إنّا لا نَعْلَمُ مِنْها إلاّ خَیْراً وَاَنْتَ اَعْلَمُ بِها مِنّا
سید علی حسینی خامنه ای

وقتی رئیس دفترش او را خیانتکار میداند لطفا بقیه شون ساکت بشن!!

افسران - وقتی رئیس دفترش او را خیانتکار میداند لطفا بقیه شون ساکت بشن!
من نمیدونم چرا برخی طرفداران خاتمی همیشه داغ تر از آش میشن !

بابا رئیس دفترش داره میگه خیانت کرده

اعترافات‌ منتشرنشده ابطحی‌ درباره هاشمی، موسوی و خاتمی+فیلم

ابطحی:
این حرف را از سر اعتقاد می‌زنم؛ آقای موسوی از سر نادانی، آقای خاتمی از سر خیانت و آقای هاشمی رفسنجانی از سر انتقام گیری وارد این ماجرا شدند.

تذکر شریعتمداری به روحانی و ظریف /جالب

افسران -  تذکر شریعتمداری به روحانی و ظریف /جالب
مدیرمسئول روزنامه کیهان در شماره امروز این روزنامه طی مطلبی با عنوان «اگر جای شما بودیم!» به رئیس دستگاه دیپلماسی و رئیس‌جمهور کشورمان تذکراتی داده و تاکید کرده است که «شما بزرگواران درباره ضرورت محرمانه ماندن مذاکرات دچار یک اشتباه فاحش شده‌اید.»

به گزارش ایسنا، متن یادداشت حسین شریعتمداری در ادامه می‌آید:

«1- اواخر بهمن‌ماه 1378 در پی 61 فقره شکایت که آقای کرباسچی - شهردار تهران - علیه کیهان مطرح کرده بود به دادگاه رفته بودم. برای هر یک از 61 شکایت شهرداری تهران پرونده جداگانه‌ای تشکیل شده بود و اکثر قریب به اتفاق آنها فاقد مبنا و ملاک حقوقی بود تا آنجا که تعجب دادگاه و اعضای هیئت منصفه را به دنبال داشت. انگار وکلای شهرداری طی چندماه تمامی صفحات کیهان را «تی» کشیده و هر جا نام و نشانی از شهردار و شهرداری یافته بودند، شکایتی پیوست آن کرده و به دادگاه داده بودند. در مقدمه دفاعیات خویش خطاب به آقای کرباسچی - که البته در دادگاه حضور نداشت - گفتم کاش به جای استفاده از چند وکیل و هزینه‌ای که برای ردیف کردن این همه شکایت بی‌مورد کرده‌اید، از خود بنده می‌خواستید و یا دوستانه مشورت می‌گرفتید تا لااقل چند مورد قابل شکایت از کیهان را تهیه کرده و در اختیارتان می‌گذاشتم!

2- در پی انتقاد کیهان به ادعای محرمانه بودن مذاکرات هسته‌ای ژنو و تاکید بر این واقعیت که با توجه به حضور 6 هیئت مذاکره‌کننده از شش‌کشور عضو گروه 5+1 و رابطه ارگانیک و رسما اعلام شده آمریکا با رژیم صهیونیستی، کمترین زمینه‌ای برای محرمانه ماندن مذاکرات وجود ندارد، انبوهی از اعتراض‌های آمیخته به فحاشی و ناسزا نثار کیهان شد که هنوز هم با همان شدت و عصبانیت ادامه دارد. نگاهی هر چند گذرا به این فحاشی‌ها که از سوی مجموعه همیشه هماهنگ روزنامه‌های زنجیره‌ای، سایت‌های وابسته به اصحاب‌ فتنه و رسانه‌های بیگانه علیه کیهان تدارک دیده شده است به وضوح نشان می‌دهد که این ناسزاها فقط ناسزاست و با هیچ منطق علمی، استدلال و یا درک و فهم سیاسی همراه نیست و نکته در خور توجه آنکه تقریبا تمامی آنها متن مشابهی دارند و یادآور انشانویسی دانش‌آموزان چند دهه قبل از روی کتاب‌های «تعلیم انشاء» است که همه با این جمله شروع می‌شد «البته واضح و مسلم و مبرهن است که...»! و با این جمله خاتمه می‌یافت که «این بود انشای بنده تا ببینیم انشای دیگران چه باشد»؟! برای مثال به شماره دیروز روزنامه زنجیره‌ای بهار و شرق و ... نگاهی بیندازید؛ چندین مقاله و گزارش با مضمون‌های مشابه علیه کیهان ردیف کرده‌اند ولی دریغ از یک کلمه حرف منطقی و یا ارائه یک استدلال خشک و خالی. درک این نکته نیازی به بررسی‌های پیچیده ندارد و برای پی بردن به آن کافی است یادداشت‌های کیهان را با یادداشت‌ها و گزارش‌های طرف مقابل مقایسه کنید و خود به قضاوت بنشینید.

3- و اما، در این وجیزه، سخنی دوستانه و خیرخواهانه با رئیس‌جمهور محترم و جناب آقای دکتر ظریف در میان است و آن، اینکه دوستان و هواداران یاد شده - اگر واقعا دوست باشند که بسیاری از آنها نیستند - نه‌ فقط برای شما «یار شاطر» نخواهند بود، بلکه «بار خاطر» هستند و مصداق کلام سعدی که «ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند، گفتمش برای چه می‌خوانی، گفت برای خدا، گفتمش برای خدا مخوان!» چرا که «گر تو قرآن بدین نمط خوانی ببری رونق مسلمانی».

حضرات روحانی و ظریف! شما بزرگواران درباره ضرورت محرمانه ماندن مذاکرات - با عرض پوزش - دچار یک اشتباه فاحش شده و موضوع را جا به‌جا مطرح کرده‌اید؛ نکته‌ای که اگر به آن توجه می‌کردید، با این همه اعتراض به‌حق و دلسوزانه روبرو نمی‌شدید. از روزنامه‌های زنجیره‌ای و اصحاب فتنه و مدیران بیرونی آنها انتظار نیست که توان درک این نکات را داشته باشند ولی از شما این انتظار هست. توضیح آنکه؛

4- در هر نظام حکومتی، اسرار و مسائلی هست که برای حفظ منافع ملی باید محرمانه باقی بماند و اعلام و طرح علنی آن می‌تواند برای نظام و مردم آسیب‌های جدی در پی داشته باشد. حضرت امام - رضوان‌الله تعالی علیه - در همین باره خطاب به مردم می‌فرمودند از مسائلی سؤال نکنید که اگر مسئولان محترم ناچار به بیان آن باشند، نظام و منافع آن با آسیب روبرو می‌شود. در این حالت منظور آن نیست که مردم نامحرمند، بلکه اینگونه مسائل اگر به صورت علنی مطرح شوند، در میدان دید چشم‌ها و شنود گوش‌های نامحرم دشمنان نیز قرار خواهند گرفت و دقیقاً به همین علت است که باید برای همیشه و یا در مقطعی از زمان، محرمانه و طبقه‌بندی شده باقی بمانند.

تصدیق می‌فرمایند که متن مذاکرات ژنو نمی‌تواند از نوع مسائل و موضوعات یاد شده باشد و در فهرست مسائل ناگفتنی و محرمانه به شمار آید زیرا مذاکرات ژنو در حضور اعضای شش‌گانه هیئت‌های 5+1 صورت پذیرفته است، یعنی همان‌هایی که اگر قرار باشد نکته‌ای محرمانه بماند باید از نگاه و نظر آنها دور نگاهداشته شود چرا که هیئت‌های مذاکره‌کننده کشورهای 5+1، حریف و طرف مقابل ماجرا هستند و به یقین اگر احساس کنند نفع ما در محرمانه بودن فلان نکته است، دقیقاً همان نکته را علنی خواهند کرد که دیدیم چنین کردند و با عرض پوزش باید گفت این استدلال که «محرمانه بودن مذاکرات نشانه جدی بودن آن است»! بیشتر به یک شوخی شبیه است تا نظریه‌ای منطقی، آن‌هم در عرصه دیپلماتیک! همین دیروز روزنامه صهیونیستی هاآرتص فاش کرد که نمایندگان آمریکا و انگلیس، بعد از مذاکرات ژنو، متن مذاکرات و محتوای بسته پیشنهادی ایران را در اختیار اسرائیل گذاشته‌اند. بنابراین به مردم و دلسوزان نظام حق بدهید که بپرسند آیا متن مذاکرات فقط برای مردم ایران محرمانه است و نه برای دشمنان تابلودار نظام؟!

5- اکنون وقت بازگشت به خاطره‌ای است که در بند اول این یادداشت آمده بود و باید همان پیشنهاد نگارنده به آقای کرباسچی را این بار خطاب به آقای ظریف تکرار کرده و عرض کنیم اگر جای شما بودیم انبوه تحلیل‌ها و تفسیرهای بی‌ سر و ته و خنده‌داری که روزنامه‌های زنجیره‌ای و سایت‌های وابسته به فتنه برای توجیه محرمانه بودن متن مذاکرات ژنو نوشته و می‌نویسند را متوقف می‌کردیم و به جای آن، از کیهان می‌خواستیم برای مردم توضیح بدهد که کدام بخش از ماجرا بایستی محرمانه باشد و کدام بخش آن نباید و نمی‌تواند محرمانه بماند. نکته‌ای که هیچ‌کدام از روزنامه‌های زنجیره‌ای و دوست‌نمایان سینه‌چاک دولت - انشاءالله اعتدال - به آن کمترین اشاره‌ای نکرده‌اند و آن اینکه؛

6- متن مذاکرات و آنچه در نشست ژنو میان هیئت ایرانی و هیئت‌ها و نمایندگان گروه 5+1 مطرح و رد و بدل شده است، به دلایلی که شرح آن گذشت نمی‌تواند محرمانه باقی بماند و نمانده است. ولی نکته دیگری در میان است که محرمانه بودن آن ضروری است. این نکته که باید محرمانه بماند، انگیزه و اهداف پشت صحنه‌ای است که از پیشنهاد و یا بسته ارائه شده جمهوری اسلامی ایران در میان بوده و هست. توضیح آنکه می‌توان فرض کرد هیئت مذاکره‌کننده کشورمان، با ارائه بسته پیشنهادی و نشان دادن «در باغ سبز»! گروه 5+1 را وادار کند از لاک و پوشش دروغینی که به بهانه نظامی بودن فعالیت هسته‌ای ایران برای خود ساخته و به دنیا پمپاژ کرده است، خارج شود و از این طریق چهره واقعی حریف که اصرار بر مواضع غیر حقوقی و غیرفنی و در یک کلام باج‌خواهی از ایران اسلامی است، برای همگان به وضوح قابل دیدن باشد. این نکته، اگر منظور تیم هسته‌ای کشورمان بوده باشد، می‌تواند نمونه‌ای از نرمش قهرمانانه تلقی شود. فرض کنید در جبهه جنگ یکی از گردان‌های نظامی - مثلاً گردان مقداد از لشکر محمد رسول‌الله (ص) - در نقطه‌ای روی دشمن آتش می‌ریزد و سپس با حمله متقابل دشمن اقدام به عقب‌نشینی می‌کند. این صحنه را در ذهن خود مجسم کنید. تصور اولیه آن است که گردان مقداد از مقابل دشمن گریخته است ولی واقعیت پنهان - محرمانه - این است که گردان مقداد با این ترفند نظامی، ارتش دشمن را به محل کمین نیروهای خودی می‌کشاند. بدیهی است که انگیزه و پشت صحنه این اقدام گردان مقداد بایستی «محرمانه» باشد، اما ظاهر ماجرا، یعنی تبادل آتش میان دو طرف نمی‌تواند محرمانه بماند و محرمانه ماندن آن ضرورتی هم ندارد.

7- همانگونه که حضرت آقا،‌ مانند همیشه و به درستی فرموده‌اند، در اعتماد به دولت - و از جمله هیئت ایرانی مذاکره‌کننده هسته‌ای - تردیدی نیست اما علاوه بر قابل اعتماد بودن که هستند، تدبیر و درایت نیز - مخصوصاً از دولت تدبیر - مورد انتظار است ولی آقایان در اعلام اینکه کدام بخش از ماجرا باید محرمانه بماند، ‌درایت لازم را نداشته‌اند و به جای آنکه انگیزه و اهداف پشت صحنه خود از پیشنهاد ارائه شده را محرمانه معرفی کنند که برای همگان قابل قبول است، متن مذاکرات را که با حضور چشم‌ها و گوش‌های نامحرم هیئت‌های نمایندگی کشورهای 5+1 مطرح شده است، محرمانه! اعلام کرده‌اند!

8- بار دیگر خطاب به آقایان دکتر روحانی و دکتر ظریف می‌گوییم لطفا در نوشته‌ها و تحلیل‌های جماعت مورد اشاره و روزنامه‌ها و سایت‌های آنان دقت بفرمایید. آیا در میان انبوه نوشته‌ها و اظهارنظرهای آنان می‌توانید تفاوت چندانی با آنچه رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی و اسرائیلی می‌نویسند، پیدا کنید؟ با جرأت می‌توان گفت که پاسخ این سؤال منفی است. بنابراین به آسانی می‌توان نتیجه گرفت که حرکت و مواضع کنونی جماعت یادشده از دو حال خارج نیست؛ یا اینکه توان درک مسئله را ندارند - که بسیاری از آنها ندارند - و یا ساز دشمن را کوک می‌کنند. از این روی نمی‌توان و نباید از توطئه برخی اصحاب فتنه که متاسفانه در دولت لانه کرده‌اند، غافل بود. این جماعت، مذاکرات هسته‌ای را بهانه‌ای برای عقب‌نشینی از منافع ملی تلقی می‌کنند. برای آنها «تاکتیک» مهم نیست بلکه استراتژی آنها وطن‌فروشی است و صد‌البته بدیهی است که با حضور همیشه هوشیار و نگاه ملکوتی رهبر بیدار انقلاب و مردم پای در رکاب آن حضرت، باز هم سر خود را به سنگ می‌کوبند.»

توهین بی شرمانه وندی شرمن به ملت ایران ((فریب و نیرنگ بخشی ازDNA ایرانیان است))

افسران - توهین بی شرمانه وِندی شرمن به ملت ایران (( فریب و نیرنگ بخشی از DNA ایرانیان است  ))
باید مقامات ایرانی در مقابل این اهانت بی شرمانه موضع بگیرند ......

قابل توجه نمایندگان مجلس

افسران -  قابل توجه نمایندگان مجلس
مسئولین نظام جمهوری اسلامی تمام زمینه برایشان فراهم هست که مانند سید و سالار آزادگان ابوترابی زندگی می‌کنند، هر کسی کمتر از ابوترابی ِ ما باشد روز قیامت مؤاخذه خواهد شد، آن خاطره را فقط اشاره می‌کنم که آقازاده‌شان به بنده یک سالی می‌فرمودند که : دورانی که نماینده مجلس بودند ما دیدیم مدتی را سحرها با لباس خاکی می‌آید خانه، گفتیم چی شده؟ فهمیدیم : یک آزاده‌ای از ایشان تقاضا کرده بوده من را کمک کن دارم بنایی می‌کنم یک وامی یک چیزی جور کن! ایشان که اهل رانت‌ نبودند، قبول کرده بودند که بروند خودشان برایشان بنّایی بکنند؛ نمایندهٔ مجلس شدم می‌خواهم کمکت کنم خودم بنایی می‌کنم، کاغذ نوشته بودند برو وامت را بگیر! گفته بود من تا سقف نرسانم وام نمی‌دهند، گفته بود کمکت می‌کنم حالا آن رفیقش فکر کرده چه کمکی می‌خواهد بکند، آقای ابوترابی، هیچی می‌آید بنایی می‌کند.

یک سالی به ما می‌گفتند که آقا شما بیا نمایندهٔ مجلس بشو ، رفقا! خیلی هم جدّی می‌گفتند، من گفتم آقا من طاقت بنایی ندارم، می‌گفتند بنایی چیست؟ بنایی نمی‌خواهیم نماینده مجلس بشوید، گفتم والله ما این‌جوری بالای منبر گفتیم دیگر نمی‌شود کم بگذاریم، بالاخره یکی دو نفر شنیدند می‌آیند می‌گویند: آقا تو یک جایی رئیس شدی ما بنایی می‌خواهیم بکنیم نیرو می‌خواهیم، خب چه بگوید آدم؟ شرمنده حرف خودش می‌شود.

دلیل جذابیت آیت الله العظمی بهجت(رحمه الله)+عکس


در روزگار ما که فرهنگ فاسد و ویران گر غرب به مدد شبکه های ماهواره ای در جامعه ما روز به روز در حال گسترش و پیشرفت است ، وظیفه ما طلاب و روحانیون بیش از گذشته سنگین است.

به نقل از تبیان، بسیاری از این شبکه های ماهواره ای به طور مستقیم به جنگ با فرهنگ اسلام نمی پردازند.

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1391/2/27/157435_784.jpg

 
گردانندگان آنان به صورت غیر مستقیم و گام به گام و با فکر و مکر فراوان و بی سر و صدا هم چون مار سیاهی در شب تاریک به جلو می خزند و مردم ، بویژه جوانان را از فرهنگ اسلام روی گردان می سازند و آنان را شیفته فرهنگ مادی گرا و بنیان برانداز غرب می سازند .

این شبکه های ماهواره ای با ایجاد جذابیت های گوناگون هر روز مخاطب بیشتری را جذب خود می سازند .
 

بسیاری از مردم ما نیز متوجه خطر این شبکه ها نیستند.

http://www.askdin.com/gallery/images/1224/1_1.jpg
جالب این جاست که سیما و سینمای ما هم برای این که از قافله جذب مخاطب عقب نمانند ، به دنبال بالا بردن جذابیت های خود هستند که در برخی مواقع همانند شبکه های ماهواره ای عمل می کنند و نا خواسته فرهنگ مبتذل غربی را ترویج می کنند .
 
بسیاری از هنر پیشگان سیما و سینمای ما کمترین دلبستگی را به فرهنگ برتر اسلام دارند و شیفته فرهنگ غرب هستند .
 
این شیفتگی به فرهنگ غرب از چهره ها و تیپ ها و نوع لباس و نحوه زندگی و رفتار بسیاری از آنان هویداست .
 
در این میان آن چیز که بیش از هر چیز دیگری برای ما طلاب و روحانیون اهمیت دارد این است که ما هم باید جذابیت خود را به عنوان طلایه داران فرهنگ ناب اسلام بالا ببریم .
 
بالا بردن جذابیت به این معنی نیست که خدای ناکرده ما از ارزش ها و اصول خود عقب بشینیم و به نام روشنفکری حرف هایی را بزنیم که بر خلاف اسلام عزیز باشد و اسباب خشنودی غرب زده ها را فراهم بیاورد .
 
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و اهل بیت پاک و مطهرش هرگز حاضر نشدند در برابر کفار و مشرکین و منافقین و معاندین عقب بنشینند و دست از اصول و ارزش های الهی خود بردارند اما آنان با رفتار نیک و پسندیده خود توانستند بسیاری از مردم را مجذوب و شیفته خود سازند و از این ره گذر عشق خدا و اسلام را در دل آنان جاودانه سازند.
 
آیا عشق مردم به امام خمینی آن بت شکن بزرگ ، عشق بی سابقه و کم نظیری نبود ؟
 
آیا آیت الله العظمی بهجت آن عبد خدا از زشست ها و حرف های روشنفکری استفاده کرد که توانست خیل عظیمی را مجذوب خود نماید ؟
 
آیا غیر از این است که علمای بزرگ و وارسته ای چون آیت الله العظمی بهجت به واسطه رفتار نیک و پسندیده خود با مردم آنان را مجذوب خود و اسلام ساختند ؟
 
هیچ چیز همانند رفتار نیک و پسندیده در بالا بردن جذابیت طلاب و تسخیر قلوب مردم ، بویژه جوانان موثر نیست .
 
طلاب بویژه روحانیون که لباس روحانیت را به تن کرده اند باید در رفتار خود با مردم و معاشرت با جوانان بسیار دقت به خرج دهند .
 
چه بسا جوانی تنها با یک رفتار نیک و ساده هم چون پیش سلام بودن ما مجذوب اسلام می شود و چه بسا خدای ناکرده جوانی به خاطر یک رفتار ناپسندیده ما هم چون اخمو بودن ، از خدا و اسلام روی گردان و گریزان می شود .
 
امیر المومنین علی علیه السلام در این باره این گونه می فرماید :
 
خالطوا الناس مخالطة ان متم معها بکوا علیکم ، و ان عشتم ( غبتم ) حنوا الیکم . با مردم چنان معاشرت کنید که اگر بمیرید بر شما بگریند و اگر زنده باشید ( غایب باشد ) مشتاق دیدن شما باشند . (1)
 
امیر المومنین علی علیه السلام که تمام رفتار و کردار او خدا پسندانه و جذاب بود روزی با مردی مسیحی در راهی برخورد کرد و در راه با او هم صحبت شدند . پس از ساعتی به دو راهی ای رسیدند که مسیر حضرت از آن مرد مسیحی جدا می شد . حضرت با مسیحی خداحافظی نمودند . شخص مسیحی به راه خود رفت اما با تعجب دید که حضرت به دنبال وی راه افتادند . مرد مسیحی ایستاد و از روی تعجب به حضرت گفت : مگر مسیر شما از آن سو نیست ؟ !
 
حضرت فرمودند : آری ، اما در دین ما سفارش شده است که هرگاه کسی از شماخداحافظی کرد چند قدم او را بدرقه نمایید .
 
مرد مسیحی به شدت تحت تاثیر این رفتار نیک و پسندیده حضرت قرار گرفت و در همان جا شهادتین گفت و به دین اسلام گروید .
 
این داستان تنها نمونه ای از رفتار جذاب و خدا پسندانه اهل البیت علیهم السلام با مردم است .
 
ما طلاب باید از هر رفتاری که مردم را نسبت به اسلام و خدا دلسرد می سازد به شدت پرهیز نماییم .
 
بی شک فردای قیامت خدا از طلبه ای که مردم را بواسطه رفتار ناپسندش از اسلام دلسرد و رو یگردان ساخته است ، نخواهد گذشت .
 
امام علی علیه السلام درباره حسن رفتار با مردم این گونه می فرماید :
 
اجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک ، و احب لغیرک ما تحب لنفسک ، و اکره له ما تکره لها ، لاتظلم کما لاتحب ان تظلم ، و احسن کما تحب ان یحسن الیک ، و استقبح لنفسک ما تستقبحه من غیرک ، و ارض من الناس ما ترضی لهم منک .
 
در رابطه میان خود با دیگری خوشتین را معیار قرار ده و برای او آن بخواه که برای خود می خواهی و آن چه بر خود نمی پسندی بر او نیز نپسند ، هم چنان که دوست نداری به تو ستم شود تو نیز به کسی ستم مکن و هم چنان که دوست داری به تو خوبی شود تو نیز به دیگران خوبی کن و آن چه را که ازدیگران زشت می شماری از خود نیز زشت شمار و آن چه را از خود پسندیده می دانی از آنان نیز پسندیده بدان . (2)
 
پی نوشت ها:
 
1-میزان الحکمه/ج7/ص392/ح13096
 
2-میزان الحکمه/ج7/ص397/ح13087
 
منابع:
 
میزان الحکمه/محمدی ری شهری/دارالحدیث/87